واژه های باران

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

سلام

شاید برای هرکسی تو زندگیش اتفاق افتاده باشه که گاهی احساس میکنه خیلی از خدا دور شده.

طوری تو روزمرگی های خود ش غرق شده که شاید از خدای خودش غافل شده.

دلش بگیره و یا...

اینجا محلیه واسه همه دوستان

همه کسانیکه این احساسو دارن.

این وبلاگ صرفاَ برای دوستداران بارانه

کسانی که احساس تشنگی میکنن و منتظر بارون.

البته اینجور برداشت نشه که یه محیط خشک و مذهبیه .نه

اینطور نیست.

هر عزیزی که مایله ،خوشحال میشم کمکم کنه تا بهتر و بهتر بشه اینجا

/ 4 نظر / 11 بازدید
Paria

Omidvaram ke barane rahmat hamishe ba dashte deletoun jari bashe[گل][گل]