به آغوش بی کینه ای تشنه ام

جای تو

همیشه بعد واو اسم من

خالیست...

/ 7 نظر / 5 بازدید
OMID

مرا زین مردمان مشمر خیالی دان که می گردد خیال ار نیستم ای جان چه بر اسرار می گردم چرا ساکن نمی‌گردم بر این و آن همی‌گویم که عقلم برد و مستم کرد ناهموار می گردم مرا گویی مرو شپشپ که حرمت را زیان دارد ز حرمت عار می دارم از آن بر عار می گردم بهانه کرده‌ام نان را ولیکن مست خبازم نه بر دینار می گردم که بر دیدار می گردم هر آن نقشی که پیش آید در او نقاش می بینم برای عشق لیلی دان که مجنون وار می گردم

فرانه

[چشمک]

sara

[خجالت] salaaaaam,... akh ke bade in vav jaye esme man khalieee ro khaili khob omadi:(

OMID

هي برآشفتم بر آشفتم تمام عمر را گفت: عاشق بوده‫اي؟ گفتم: تمام عمر را بستري از هيچ بود و بالش بيهودگي خواب مي‫چسبيد و من خفتم تمام عمر را سايه‫ ها هم‫سن خورشيدند و من هم‫سال ماه زير بار نور هنگفتم تمام عمر را اين زمين داغ، مهرم هست و ذكرم ابر خيس رو به سمت عشق مي‫افتم تمام عمر را خواستم از زندگي برگي برويَم، ناگهان مرگ جارويي شـد و رُفتم تمام عمر را.

نگین

اون اسم چی میتونه باشه بعد از واو [سوال]